سفارش تبلیغ
جنبش وبلاگی دفاع از مقدسات
دی 89 - anjomann2shiraz

anjomann2shiraz


معبودا...........


دانش مارا در مسیر دین ........


عزت مارا در سایه اسلام  ....            روابط خانوادگی مارا بر پایه صداقت  ......            قدرت ما را در راه صداقت .........


وخدمت ما را به رنگ خلوص قرار بده .                            آمین


ارسال شده در توسط زهراافتخاری

آن چه مى‏آموزیم، یا از راه «نگاه و چشم‏» است، یا از مسیر «گوش و شنیدن‏» ، یا اعضاى دیگر . دریافت‏هاى شهودى و اشراقى هم، مرحله‏اى و نوعى جداست .


مى‏پرسیم و جواب مى‏گیریم .


مى‏شنویم و مى‏آموزیم .


اگر «شنوایى‏» نداشته باشیم، آموختن براى ما هر چند ناممکن نمى‏شود، اما بسیار دشوار مى‏گردد . پس «نعمت‏شنوایى‏» ، به عنوان یکى از معبرهاى فهمیدن و آموختن، بسیار مهم است و توجه به آن حالت «سپاس‏» پیش مى‏آورد و تصور «نبود» آن، کافى است که به اهمیت و ارزش «بود» آن پى ببریم .


به این هشدار، توجه کنید:


«بگو، اگر خداوند، شنوایى و دیدگان شما را بگیرد، اگر بر دل‏هاى شما مهر بزند، کدام معبود دیگرى است که آن را به شما باز پس دهد؟» (1)


این کلام خدایى است که چشم و گوش و زبان و دل و عقل داده است و ما را در برابر این داده‏ها مسؤول مى‏شناسد .


شکرانه این نعمت، بهره‏گیرى خدا پسندانه از آن است . کم نیستند که از این نعمت غافلند یا راه استفاده بهینه از آن را نمى‏دانند . در یکى از دعاها خواسته ما از خداوند این است که پروردگارا، ما را از گوش‏ها و چشم‏ها و نیروهایمان بهره‏مند بگردان: «اللهم متعنا باسماعنا و ابصارنا و قوتنا» . (2) دانش، گنجینه‏اى است که با پرسیدن به عنوان یک کلید، مى‏توان به آن دست‏یافت و نقش گوش و شنوایى و سمع و استماع در این میان مهم است . در برخورد با دانایان و هنگام حضور در «مجلس علم‏» و «محضر عالم‏» ، گشودن این دریچه دانش ضرورى است، یعنى کمتر حرف زدن و بیش‏تر شنیدن! به قول «بابا افضل کاشى‏»:


کم گوى و بجز مصلحت‏خویش مگو


وز هر چه نپرسدت کسى، پیش مگو


گوش تو دو دادند و زبان تو یکى


یعنى که دو بشنو و یکى بیش مگو


این از یک سو، از یک سوى دیگر گوش داشتن و نشنیدن و چشم داشتن و ندیدن و دل داشتن و اهل فهم و بصیرت نگشتن، پرتگاهى است که برخى دچار آن مى‏شوند و از بهره‏ورى از داشته‏هایشان، محروم!


به تعبیر زیباى امیرمؤمنان (ع):


«... لا کل ذى سمع بسمیع، و لا کل ناظر مبصر! ; (3) نه هر که گوش دارد، شنواست و نه هر که مى‏نگرد، بینا!»


گوش دادن یک ضرورت است و «خوب گوش کردن‏» یک هنر، چرا که بیش‏تر بهره‏ها را از این رهگذر مى‏توان به دست آورد و اغلب خسارت‏ها هم به خاطر خوب گوش نکردن و بهره‏نبردن از شنیده‏ها و گوش کردن‏هاى غافلانه و سهل‏انگارانه است . «نیوشا» به کسى مى‏گویند که آن چه را مى‏شنود، - چه پند باشد، چه دانش، چه تجارب تاریخى و ... - خوب بشنود و با توجه گوش دهد و گوش هوش او باز باشد .


ارسال شده در توسط زهراافتخاری




















نتایج خوب شنیدن  

 
















     
 
 


























 









 
 

 

 
   








   

 

خداوند حکیم هم خوب می شنود و هم خوب شنیدن را دوست دارد لذا «ادعونی استجب لکم» فرموده است تا او را بخوانیم و فراوان بخوانیم تا اجابت فرماید و این خواندن و اجابت، همه از اوست. « هم دعا از تو، اجابت هم ز تو» با این همه، دوست دارد صدای بنده اش را فراوان بشنود و این برای انسان ها که باید مظهر اسماء و صفات خداوند باشند یک تکلیف است که اگر بدون تکلف انجام دهند، نه بسیاری که همه مسائل حل خواهد شد. خداوند نیز این بندگان شنوا را دوست دارد، لذا برایشان قرآن را توسط پیامبرش نازل فرموده است. بله خداوند شنیدن دعای بندگان را دوست دارد و برای این دوستانش که شنوا و بصیر هستند قرآن را فرو فرستاده است تا آنان را به مقام خلیفه?اللهی بر کشد. چه اگر «شنیدن» نباشد، تعلیم یافتن، علم آموختن، بزرگ شدن فراهم نخواهد بود.
شنیدن که نباشد عالم شدن مقدور نیست چه رسد به آدم شدن که عالم شدن هم محال خواهد شد، چه رسد به آدم
شدن.پس باید خوب شنیدن را به عنوان یک مهارت معرفتی و آموزشی در نظر داشت، در حوزه اجتماعی نیز این خوب شنیدن گره های زیادی را باز می کند و همان طور که فهمیدن سوال در امتحان نصف جواب است، خوب شنیدن در تعاملات اجتماعی، نصف رابطه است. این نصف که به دست آمد، نصف دیگر هم با برنامه و تدبیر نزد ما خواهد آمد. چنان که افرادی وقتی قرآن را خوب شنیدند، خود نیز فرصت خوب شدن یافتند، استاد فاطمی نیا زیبا این حقیقت را تصویر می کنند که «... وقتی قرآن نازل شد، عده ای گفتند هرگز گوش ندهید. حتی سر و صدا راه انداختند تا کسی قرآن را نشنود. دسته دیگر می گفتند صدا نکنید تا ببینیم چه می گوید... خیلی از این ها بعد از گوش دادن، منقلب شدند، قرآن هدایت شان کرد. بی خود نبود که خانه و قوم و خویش خود را ترک کردند و رفتند جلوی نیزه و شمشیر، همراه پیامبر...» اینان چون خوب شنیدند، به خوب هم رسیدند.
آنان که نشنیدند در جهل خویش مردند و راه نیافتند، چنان که در کربلا نیز این ماجرا تکرار شد تا وقتی امام حسین علیه السلام، زبان به سخن گشودند، تک افرادی که شنیدند راه به حق بردند و کسانی که نشنیدند، یزیدی ماندند و مردند و عمرسعد هم برای این که «فرصت شنیدن» را از سپاه خود بگیرد دستور داد بر طبل ها بکوبند و سر و صدا راه بیندازند تا مبادا یارانش صدای پیامبرگونه امام حسین(ع) را بشنوند و خوب بشنوند و این خوب شنیدن آنان را به خوب اندیشیدن بکشاند و آن وقت به دنبال خوب مطلق امام حسین(ع) بروند، چنان که «حر» و تعداد دیگری از افراد رفتند... آری خوب شنیدن آدم را می تواند خوش عاقبت کند این قضیه در امروز ما و جامعه ما هم صادق است. اگر مهارت خوب شنیدن داشته باشیم به کرامت خوب شدن و به خوبی رسیدن هم خواهیم رسید ...



ارسال شده در توسط زهراافتخاری